خداوند الموت نه تنها مؤسس يک نهضت مذهبی بلکه نجات دهندۀ يک کشور

نويسنده: امرالله پويا

زمانیکه ما به صفحه های تاریخ برمیخورم بعد های مختلف ف واقیعت های سیاسی فرهنگی ، اجتماعی موقیعت جغرافیای را برای ما بیان میکند وبدون شک روند زمان نیز مولد این پدیدهاست ، انچه که دیروز به وقوع پیوسته عنان قضاوت وداوری برآن به دست فردای ان است و دستاورد ها ، خوشه های افسوس ویا نهال پر ثمر رابا خود همراه دارد وکسانیکه برای سرفرازی ملتش افتخارات آفریده مربوط به حس وطن پرستی ، اعتقاد مذهبی ،ایمان محکم ، عشق و فداکاری آنها میباشد ، اینجاست که چهره واقعی این مبارزان فدارکار چون ستاره های درخشان در اسمان تاریخ جوامع تا ابدیت تابناک میباشد واندیشه های شان سرمشق برای نسل های بعدی میباشد .
دراین مقاله کوتا قلم وسخن قد رسا ، صورت بیضوی شکل ، چشم های سیاه ، دهان کوچک ، دندانهای خوش ترتیب بینی راست تصویری از خداوندگار – عقاب الموت حجت اعظم حسن صباح وزنده گی آن مبارز نستوه را مجسم میکند.
خداوندگار الموت در شهرقم متولد گردید نام اصلیش حسن بن علی بن محمد بن جعفر بن الحسن بن محمد الصباح حمیری میباشد او در اوایل عمر مانند پدرش پیروی کیش شیعه اثناعشری بود ه ، اما زمانیکه در ری نقل مکان مینماید توسط عبدالملک عطاش یکتن ازداعیان بزرگ اسماعلییه و به تشویق همسرش( صفیه) به کیش اسماعیلیه دعوت میگردد که درسال 464هق (عهد میثاق -تعهد) بیعت مینماید .او و خواجه نظام الملک از اراکین بلند رتبه دربار سلجوقیان بود روزی ملک شاه خواست که حساب خزانه قلم رو خراسان را معلوم نماید نظا م الملک برای اجرای این امر مهم دوسال مهلت خواست ولی حسن صباح برای اجرای این ماموریت آماده شد که تا چهل روز آنرا آماده وبه دسترس شاه قراردهد ، ازانیجا مخالفت بین او خواجه نظام ا لملک وزیر اعظم این دویار دبستانی آغاز میگردد وخواجه نظام الملک با تمام تلاش کوشید تا مانع پیشرفت حسن صباح شود که سرانجام توانست توسط غلام حسن صباح اسناد واوراقی مالی سایر ولایات وحکمروای های خراسان را که حسن صباح طی چهل شبانه روز ترتیب وتنظیم نموده بود همه را ابتر نمایدو این این کار حسن را صباح را مجبور به فرار نمود که بعدازالی تشکیل نهضت اسماعیلیان درایران حسن صباح لحظۀ آرام نبوده وازدست جاسوسان نظام الملک درخفا به سرمیبرد .
در سال 471 ه ق حسن صباح جهت دیداربا خلیفه فاطمی امام وقت المستنصر باالله به مصر سفرمینماید ومدت سه سال در انجاه میماند وقرار بعضی روایات با حجت خراسان حکیم ناصر خصرو بلخی ومولانا مويدالدین شیرازی داعی بزرگ اسماعیلیه ملاقات نموده وآشنا میشود اودرجریان این سفرش به قاهره از تعلیمات عالی کیش اسماعیلیه مستفید ، و با فصل جدیدی اشناه و مطالعات دقیق را برای تاریخ گذشته ملت خود انجام میدهد.
فاطمیا ن:
دوره فاطمیان درمصر یکی از دوره های طلای وگسترش تعالیم اسلامی درتاریخ اسلام میباشد ، فاطمیان نخستین دولت شیعیه اسماعیلیه بودند که در افریقا ظهور کردند، حوزه حکمرانی شان در اغاز منحصر به قسمت های از افریقا بود اما اهسته اهسته این نهضت گسترش یافته ، مصر ، شام ، حجاز ، یمن و بعضی از نوای عراق را تسخیرمینماید در زمان معز الدین الله خلیفه چهارم فاطمی مصر به سرداری جوهر سپهسالار بزرگ فاطمیان شهر مصر را تسخیر و شهر قاهره را معزیه نام نهاد وپایتخت امپراطوری فاطمیان ازا فریقا به قاهره انتقال داد ، در زمان المستنصر بالله هشتمین خلیفه فاطمیان کار فاطمیان چنان بالا گرفت که بغداد موقتا به دست انها افتید وبه نام المستنصر بالله خلیفه فاطمی خطبه خوانده میشد .
دراین زمان جنبش اسماعیلیان درخراسان ( ایران ) تحت رهبری حسن صباح تاسیس گردید و دعوت اسماعیلیه را به عنوان دعوی اسماعلیه درجنوب دریای خضر اغاز کردند ، سرانجام به بزرگترین اقدام خود دست یافت و در سال 483هق قلعه الموت آشیانه عقاب را تصرف و مدت یکصدو هفتاد سال دیگر ( سال 483 تا 654 هجری قمری ) دربخش های مختلف ایران حکومت کردند .
دراینجادو موضوع مهم موجود بود اول ملتش دچار انحطاط فرهنگی بود ودوم اینکه هر روزهمکیشانش صورت بسیار بیرحمانه به قتل میرسیدند که این موضوعات او را سخت برمی اشفت چرا که از یک طرف او شخصیت مذهبی ی واز طرف دگر حب الوطن من الایمان اورا ارام نمیگذاشت.
زمانیکه او قلعۀ الموت را تسخیر نمود خطاب به پیروان خود گفت در گذشته ایران کشوری بوده که حدود قلمروه آن از یک طرف به چین وازطرف دگر به دریای مغرب(مدیترانه) بوده است مردم این سرزمین با فرهنگ خاص خود زیست داشته ولی امروز بیگانه ها دراین وطن سطلنت داشته و میخواهند برفرهنگ ما حاکم باشد پس ماوشما باید درچنین فضای برای نجات وطن خویش مجدانه سعی وتلاش ورزیم
سلطنت آن وقت توسط اعراب اداره میشدهدف انان حاکمیت بر فارس و جاگزین نمودن زبان عربی بجای فارسی وبرچیدن مذهب تشیع به ویژه کیش اسماعلیه بود ، مبارزه وعرض اندام حسن صباح بخاطر احیای مجدد این ارزشهای ملی ومذهبی لازم بود. اگر چه فردوسی بزرگ تاریخ قدیم خراسان را به رشته نظم در اورد با آنکه شهنامه فردوسی بزرگ تاریخ درخشان این ملت آزاده را معرفی نمود ولی کتاب های خارج از فارس وجود داشت که دران کتابها از بادشاهان اسم برده میشد .
حسن صباح با درک این واقیعت ها دریافت که چگونه ملتش بااینهمه تاریخ کهن و فرهنگ سالخورده رو به رکوت قرارگرفته و هم کیشانش نیز درامن نیست پس خداوند الموت با وجود شخصیت مذهبی شخصیت فرهنگی نیز به شمار میرفت.
قیام حسن صباح که قبلا ذکرشد به دو بحش تقسیم میشد مبارزات( رزمی) و مبارزات( فرهنگی) نیت خالص اراده قوی ایمان کامل پلان های وسیع دقت و سرعت فرمناندهی منظم صبرو استقامت از جمله خواص های مهم مبارزات رزمی او بود.
مبارزات رزمی:
استعداد خارق العاده در تنظیم قشون داشت و ارزش سرباز را بسته به ورزش جسم نیرومند بازوان توانا میدانست چنانکه یکصد سرباز کارکرده برابر است با هزار سرباز کار نا کرده و ناتوان عصر حاضر نیزبران مهر تایئی میگذارد.
به قول فردوسی بزرگ (دوصدمردجنگی به از صد هزار)
حسن صباح در اوایل الموت و قهستان را مرکز تمرینات جنگی قرار داد وبعد تنها در الموت بیشتر از 50 قلاع وجود داشت و هیچ کس از پلان و تصامیم انان اگاه نمیشد به گفته نظام الملک وزیر اعظم البته الموت کشوریست که از ما دور میباشد و نمیتوانیم دخالت درامور انجا نمایم و نقشه انان را نقش بر اب کنیم ، نظام الملک برای تسخیر دوباره قلعه الموت بار ها یورش برد اما تا آخر حیات خویش تا زمانیکه خنجر فدای حسن صباح درقلبش جاگزین شد به این آرمان خویش نایل نگردید ه بلکه قدرت جنبش فدایئیان کیش اسماعیلیه تحت رهبری حسن صباح همه روزه گسترش میافت .
حسن صباح اثر روحی سربازان خود را تقویه مینمود به همین سبب تعداد قلاه ها ودژهای زیادری ار تسخیرنمود ، این راز موفقیت حسن صباح بود که بیشترازیک قرن در الموت حاکمیت نمود .
مبارزات فرهنگی:
ودگر( مبارزات فرهنگی) خداوند الموت تدریس زبان فارسی وعبور دادن ان از مرزها بودکه حتا به چین در مدارس رسمی انوقت تدریس زبان فارسی که از طرف اعراب منع قرار داد شده بود به همین دلیل در مدارس نظامیه جز زبان عربی دگر زبان تدریس نمیشد گرچه شعر های فارسی توسط شاگردان سروده میشد ولی آن یک نوع تخطی به شمار میرفت ، زیرا آموزش زبان فارسی مربوط به تدریس نمیشد ، اما برعکس حسن صباح مدرسه های را بخاطر تدریس ورایج دوباره زبان فارسی ایجاد واحکام صادر نمود تاپیروانش هرجا که باشد با تاسیس کتابخانه ها مدرسه ها علم و دانش را رونق بیشتردهند ، حتا در تمرینات جنگی بعد از درود فرسادن بر حضرت محمد (ص) و اهل وبیتش سروده های فردوسی را به شکل ترانه های فراه میگرفت ، این خود یک روش فرهنگی در حکمروای حسن صباح بوده او تنها مرد مبارز نه بلکه مرد ا هل قلم ، دانش و ادب نیز بوده است .